روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که میمیرم گفتی که می دانم
باور نمی کردم هرگز جدایی را
آن آمدن با عشق این بی وفایی را
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
در قبله گاه عشق بودی تو معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودی
یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم
من با نفسهایم نام تو را خواندم
کاش ای هواس بازم با تو نمی ماندم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
تشکر از نظر زیبای تان