۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

شب


مهـتاب  بــه  نـور  دامـن  شـب  بـشکافت
می نوش دمی خوش تر از اين نتوان یافت
خوش  بــاش و  بـينديش  که مـهتاب  بسی
اندر  سر  گور یک  به  یک خـواهد  تافت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تشکر از نظر زیبای تان